ارسالها: 323
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Oct 2012
رتبه:
81
تشکر: 0
0 تشکر در 0 ارسال
2014-03-01 ساعت 10:55
(آخرین تغییر در ارسال: 2014-03-01 ساعت 11:24 توسط بازگشت.)
وقتی صحبت از زبان می شود خیلی مضطرب می شوم.چون میبینم عده ای با این حال که در وطن به خوبی زبان را فراگرفته اند با این وجود در بلاد کفر با مشکل مواجه می شوند.من هر وقت همت کردم و به یادگیری زبان پرداختم در کوتاه مدت نتیجه عالی بود ولی بعد از مدت بسیار بسیار کوتاهی تمام آنچه را که آموختم کاملا فراموش می کردم .مثل این می ماند که یک هارد را Fdisk کرده باشید.البته احتمال می دهم دلیل این فراموشی نداشتن پارتنر در یادگیری زبان باشد.چون در کلاس زبان شرکت نمی کنم. متاسفانه یا خوشبختانه من به روش Self study زندگی میکنم و اعتقاد دارم در کلاس حضور داشتن وقت تلف کردن است(به دلیل کند بودن روند یادگیری).روش خود خوانی برای زبان آلمانی شدیدا جواب داد و با این حال که سال هاست که مطالعه ای نداشته ام ولی زبان آلمانی را طوری صحبت می کنم که اگر با یک فرد آلمانی صحبت کنم از من سوال می کند آیا آلمان زندگی کرده ام.ولی نمی دانم چرا انگلیسی را مدام فراموش می کنم.
10101110000010101001001100101001011101110 2018 010100111010010100101101000110110001010101
ارسالها: 604
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Jan 2011
رتبه:
30
تشکر: 0
0 تشکر در 0 ارسال
(2014-03-01 ساعت 08:43)yami نوشته: (2014-02-27 ساعت 00:32)rs232 نوشته: من تا حدودی ...... بعد که هجده سالش تمام شد دیگر مسئولیت ما
حوالی سی سالگی یک بحران روانشناختی در همه رخ میدهد به نام بحران سی سالگی
مواظب بحران دهه چهل زندگیتون هم باشین خیلی خطرناک !
بهش میگن چل چلی
مهاجر خانوادگی (F3) ساکن لانگ ایلند نیویورک و به زودی دالاس ، تقاضای اولیه سپتامبر 2002 - صدور ویزا نوامبر 2014
ارسالها: 329
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: May 2013
رتبه:
37
تشکر: 0
0 تشکر در 0 ارسال
2014-03-01 ساعت 13:00
(آخرین تغییر در ارسال: 2014-03-01 ساعت 13:01 توسط behfaza.)
یامی :
یعنی ساده تر بگویم بعد از سی سالگی (دقیقتر 33 به بعد) تازه پرده ها کنار میرود و چشم آدمی به واقعیاتی باز میشود که قبلا حتی روحش هم خبر نداشت و معمولا هم دیگر کار از کار گذشته است.
باسلام خدمت همه دوستان
این بخش از نظر یامی جان حقیقتا درسته یعنی وقتی تمرکز کنید روی این موضوع میبینید که خصوصا ما ( آقایون ) ازین سن به بعد هست که یک دید عقلانی تر نسبت به حقایق زندگی در این دنیاپیدا میکنیم و در واقع جهان بینی ما دچار تحول بزرگ و عمیقی میشه. به همین خاطر هست که همه انتخاب های مردی که این مرز سنی را پشت سر گذاشته کاملا متفاوت با جوانتر هاست ...
ارسالها: 954
موضوعها: 1
تاریخ عضویت: Mar 2011
رتبه:
66
تشکر: 0
0 تشکر در 0 ارسال
2014-03-01 ساعت 14:55
(آخرین تغییر در ارسال: 2014-03-01 ساعت 15:00 توسط battosai.)
درود.آقای rs232 اگر شما 25 سالتون بود چه کاری رو انجام میدادین ؟
یه سوال دیگه دختر و پسرای 15 تا 25 ساله آمریکایی از ملیت های مختلف با ایرانیا چه طور رفتار میکنن ؟
سوال دیگه اینکه شما زبانتون رو چه جوری قوی کردین ؟
ارسالها: 323
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Oct 2012
رتبه:
81
تشکر: 0
0 تشکر در 0 ارسال
2014-03-01 ساعت 15:19
(آخرین تغییر در ارسال: 2014-03-04 ساعت 09:57 توسط بازگشت.)
آرش گفت:در زمان قدیم که هیچ منبع اطلاعاتی وجود نداشت یک آدم نود ساله منبع اطلاعاتی بود و همه به حرف او گوش می کردند ولی الآن دیگر زمانه عوض شده است و من چهل ساله باید بنشینم و به عقاید و نظرهای یک جوان بیست ساله گوش کنم و اگر لازم شد خودم را اصلاح کنم تا بتوانم در دنیای مدرن امروزی به عنوان عقب افتاده و بیسواد شناخته نشوم. زیرا امروز دیگر فرد بزرگتر بیشتر نمی داند و اطلاعات به اندازه کافی در اختیار همه وجود دارد و آن کسی برتر است که بیشتر مطالعه کرده باشد و فرا گرفته باشد.
-----------------------------------------------------------------------------------------
آرش جان به نکته مهمی اشاره کردی امروزه دسترسی به اطلاعات آسان تر شده و کسی برنده هست که اطلاعات بیشتری داشته باشد.
اما به نظر من برخی از موضوعات و پدیده ها مبهم هست , و برای درک آن موضوع صرفا داشتن اطلاعات کافی نیست و تنها با برخورد و درگیری با آن پدیده و داشتن خِرَد می توان دانسته ها و مهارت خود را افزایش بدهیم.و بیشتر این موضوعات ، موضوعات اخلاقی است که می توان از تجربه افراد مسن تر استفاده کرد.به زبان ساده، بعضی از مسایل را تا تجربه نکنیم درک درستی از آن نخواهیم داشت و برای دوری از یک تجربه تلخ،بد،زشت،خطرناک بهتر است از تجربه افراد مسن خردمند استفاده کنیم.
خِرَد یعنی داشتن اطلاعات، فهم، تجربه و بصیرت اکتسابی و نیز فهم ذاتی به همراه قابلیت کار بستن آنهاست.به خدا راس می گم.
10101110000010101001001100101001011101110 2018 010100111010010100101101000110110001010101
ارسالها: 323
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: Oct 2012
رتبه:
81
تشکر: 0
0 تشکر در 0 ارسال
ارسالها: 804
موضوعها: 0
تاریخ عضویت: May 2013
رتبه:
15
تشکر: 0
0 تشکر در 0 ارسال
آقا جدی اینجا کسی تو سانفرانسیسکو نداریم باهاش کانکت شیم ؟؟؟
2014AS1xxx، فرم :28می باایمیل،کنسولگری:Yerevan،کارنت :14 می ,مصاحبه: اکتبر-انتظار برای ویزا :100 روز
معاینه پزشکی ایروانمدارک مصاحبه ایروان
خدایا در میان این همه چشم ، نگـــــاهِ تـــو مرا بی نیاز می سازد از هر نگاهی..
ارسالها: 2,339
موضوعها: 17
تاریخ عضویت: Apr 2010
رتبه:
102
تشکر: 0
1 تشکر در 0 ارسال
آرش ناگفته نماند که پسر آن دوست ما اصلا بچه درس خوانی بود و نه اینکه من معجزه ای کرده باشم! مشکل این بود که علیرغم باهوش و ذکاوت بودن تحت تاثیر دوستان و همکلاسی ها که اکثرا در سطحی پایین تر از او بودند، این احساس از روی حسادت به اون القا میشد که اگر به مشورت و همفکری والدینت گوش دهی، حتما بچه ننه و آدم وابسته ای هستی. همگی میدانیم که در این سن احساس استقلال چقدر مهم است و یک تین ایجر بخاطر آن ممکن است خودش را به کشتن هم بدهت و یا معتاد بشود صرفا جهت اینکه ثابت کند استقلال دارد. من سعی کردم به روشی که قابل قبولش باشد قانعش کنم که استفاده از مشورت والدینش نه تنها بچه ننگی و وابستگی نیست بلکه خیلی هم چیز با کلاسی هست و حتی استیو جابز هم آنرا انجام میدهد و پول گنده ای هم بابت حقوق به مشاورانش میدهد و تازه خیلی هم پز میدهد که مشاوران و معاونانش چه کسانی هستند!!
در مورد اینکه همه اطلاعات در حال حاضر موجود هست و یک فرد بالای هجده سال نیازی به مشورت والدین ندارد من زیاد با شما موافق نیستم. در اکثر موارد با اینکه اطلاعات صحیح همیشه در دسترس است ولی مسائل جانبی که توسط دولتها و یا گروههای مختلف مردم ایجاد میکنند باعث میشود که افراد تصمیم غلط بگیرند.
اگر اینگونه نبود در حال حاضر باید درصد مردمی که اشتباه میکنن و زندگی شان تباه میشود به نسبت گذشته کمتر بود ولی من به شخصه تفاوتی نمی بینم.
علتش هم این هست که من همیشه گفته ام که صاحبان رسانه و اطلاعات و دولتها همگی دست به یکی هستند تا تعادل را در جامعه حفظ کنند. برای مثال اگر در همین جامعه آمریکا به بچه ها نگویند که تا پدر مادرت بهت چیزی گفت فوری زنگ بزن پلیس، نتیجتا عده زیادی از جوانانی که دمار از روزگار والدینشان را در میاورند و والدینشان آرزوی لحظه به هجده سالگی رسیدنشان را میکشند که به بیرون از خانه شوتشان کنند وجود نخواهد داشت!! ولی جامعه به این قشر از نیروی کار نیاز دارد. اینا باید سرباز و کارگر مشاغل سخت و خطرناک بشوند که در حالت عادی ممکن است اگر مورد حمایت خانواده بودند (مثل ایران) هیچوقت اتفاق نمی افتاد. آنوقت باید دولت برود با کشتی از هند و چین کارگر بیاورد.